تردید
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:43
در پس معرکه ای نشسته ام از جهاد خودم با خودم. خودم شکست خوردم. و خودم پیروز شدم. کدام خود را دوست تر میداشتم نمیدانم. اما مهم هم نیست. گذر کرد و نیست. باید ادامه داد و با جنگاور ترین ظاهر و باطن ممکن زیست. باید بیرزد. اما فقط احتمال است. که میداند که چه پیش میآید. اما چیزی در سرم، چیزی در دلم. میگوی...
زندون
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:43
اینجا بیشتر مینویسم. و درست ترhttp://hamenferadi.blogfa.com/
سرخ و سیاه
-
تاریخ: 1398/2/1 ساعت: 0:10
امیدوارم این همه زمان، نشستن در تاریکی باعث اختلالی در بینایی ام نشده باشد. سیاه و قرمز. این رنگ های آغشته به جنگ. اما من در صلحی ساکت و ساکن عصر هایم را اینجا سپری میکنم. اتاق سه در چهار نموری که گچ
بازگشت
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 2:00
سلام. نمیدانم چه مدت گذشته از آخرین نوشته ام در اینجا. شرمنده ام از رهاییِ صورت گرفته. این شرمندگی مرجوع به خودم هست و بس. مثل ما بقی شرمندگی ها. آدمی بیشتر شرمنده ی خویش است تا دیگران. اصلا مگر انسان
شعر های قدیمی
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 2:00
زبانمبند پاهایمساقههاییخشکوبیآوند دستهاخوابند ازینرنجملالتباربیزارند
نوشته های قدیمی
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 2:00
نقشهيشومتهرگزبرملانخواهدشد اسبهاينادانستههايمتنمرالگدكردهوتنهاچيزيكماندهخونسياهيستكميخاهمباآنرويخاكسردزمينخاكياتبنويسم اينجاخبرينيست
اسفند97
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 2:00
گفت بنویسم. دلیل دیگری ندارم درین لحظه. و شاید برون ریزد هرچه که جمع شده درین چند هفته ی اخیر. شاید چن سال اخیر. نمیدانم. حس غریب و مظلومی دارم. احساس میکنم در زندانم و روز های عمرم در بیهودگی تلف میش
محدود
-
تاریخ: 1397/12/17 ساعت: 2:00
سخن برای گفتن زیاد است، اما مجالی نیست.به سکوت اکتفا میکنم.
دست هاى بى تصميم،بى قدرت،بى خلاقيت
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 0:58
دست هاى بى تصميم،بى قدرت،بى خلاقيت بي تصميم تر از ابرم،خسته تر از كوه ها،جا مانده ام از خودم،ميدانى يعنى چه؟ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 18:40 توسط ابوالفضل میرحسینی|
مرده
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:19
من مردم ن جدی لازم نیس حتمن بگا بری تنت نابود خاک شی یا بسوزوننت ک بمیری من مردم هر چند سرپام خلاصه بگم هرحرفی ک بخام بزنم از لفظ هیچ پر شده من مردم نوشته شده در جمعه هشتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 14:4 توسط ابوالفضل میرحسینی|
هنو زندم:))))))
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:19
اغا فروردینه 96 هس اینهمه گذشنه رفیق ولی هیچی عوض نشده غیر خودم بشین البوم 24ساعت بهرام رو گوش کن رستگار شو نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:51 توسط ابوالفضل میرحسینی|
من
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:19
الانا من تو بی هویتت ترین وضعت زندگیمم زندگی میکنم چون هنوز نمردم شک ندارم ک مسیرم بی راهه هس ینی حداقل اینجوری نمیشه شاد زندگی کرد تف نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:59 توسط ابوالفضل میرحسینی|
تیر
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:19
فردا و پس فردا ترم 4 هم ب پایان میرسه و تابستون رو با شعار حالا چ گهی بخوریم شرع خواهیم کرد نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:12 توسط ابوالفضل میرحسینی|
شم رین
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:26
shamrainگوش میدم و گریه میکنم بخاطر چی گریه میکنم؟این غم ازان کیه؟
تصادف
-
تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 20:45
مصادف شدن تصادف اخیر با اتفاقات تصادفی
بگا نریم!
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 7:43
پنجا پنجا لمپن و بورژوا
صفر شخصی,نامجو
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 7:43
http://bit.ly/MNPC16
چندخط
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 7:43
من ب گذشته معتادم برای تقلیل درد اعتیادم ب آینده فرار میکنم حالمو بگا میدم و حالمو بگا میدم
باز
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 7:43
جلوروم رو نگا میکنم ی سلطه سیاه هس توش ی مایع سفید رنگه ک داره میریزهبیرون رومو میچرخونم اونطرف یدیواره ک داره میرزه دیوار طئلانی دوتا پنجره.میله های فلزی افسرده بی روح,صدا ضربه زدن ب فلز میاد,یهو همه چی میچرخه,میریم بالا
حس
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 7:43
پستای قدیمیمو ک میخونم ب خودم میگیم!راهتو گم کردیا!داری سر میشی!صاف واسا!آب شو,خودتو ب اتیش بزن1ولی کنار نیا